الگوهای کلاسیک قیمتی: بررسی مثلثها و الگوی سر و شانه
مقدمه
تحلیل تکنیکال بر اساس فرض بنیادی عمل میکند که «همه چیز در قیمت نهفته است». معاملهگران با نگاه کردن به الگوهای قیمتی و روند بازار تلاش میکنند تا جهت حرکت آینده را حدس بزنند. الگوهای نموداری به شکلهای تکرارپذیری از رفتار قیمت گفته میشود که بر اساس اتصال چند نقطه قیمتی روی نمودار شکل میگیرند.
این الگوها سنگبنای تحلیل تکنیکال هستند؛ زیرا با شناخت آنها میتوان رفتار معاملاتی بازار را بهتر درک کرد و برای مدیریت ریسک و ورود و خروج به موقع تصمیم گرفت. این مقاله از پیپدمی به معرفی الگوهای کلاسیک قیمتی از جمله مثلثها، الگوی سر و شانه، الگوی فنجان و دسته، الگوهای سقف و کف دوگانه و نقش خط روند میپردازد. همچنین به اهمیت تأیید شکستها، مدیریت ریسک و نقش الگوهای شمعی برای تأیید سیگنالها اشاره خواهد شد.
اهمیت الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال
الگوهای قیمتی به واسطه اتصال نقاط قیمتی (نظیر اوجها و کفها) در بازههای زمانی مختلف شکل میگیرند و هدف آنها ارائه تصویری بصری از نبرد میان خریداران و فروشندگان است. تحلیلگران با کشیدن خطوط یا منحنیها میتوانند شکلگیری روندهای صعودی و نزولی و مناطق حمایت و مقاومت را شناسایی کنند. این الگوها به دو دستهی کلی تقسیم میشوند:
- الگوهای ادامهدهنده: زمانی که قیمت پس از یک توقف، مسیر قبلی خود را ادامه میدهد. مثلثها، پرچمها و کنجها از جمله الگوهای ادامهدهنده هستند.
- الگوهای بازگشتی: زمانی که روند جاری انرژی خود را از دست میدهد و جهت حرکت تغییر میکند. الگوی سر و شانه، سقف دوگانه و کف دوگانه نمونهای از الگوهای بازگشتی هستند.
این دستهبندی کمک میکند تا معاملهگر بداند آیا بازار در حال «تنفس» و ادامه روند است یا قرار است تغییر جهت دهد. تشخیص صحیح این الگوها باعث میشود نقاط ورود و خروج بهتر تعیین شوند و نسبت ریسک به ریوارد در معاملات بهبود یابد. اما الگوها نیز مانند هر ابزار دیگری محدودیت دارند و باید با حجم معاملات، الگوهای شمعی و اندیکاتورها ترکیب شوند تا احتمال خطا کاهش یابد.
خطوط روند: پایه الگوهای قیمتی
پیش از ورود به الگوهای کلاسیک، باید بدانیم خط روند چیست و چگونه رسم میشود. خط روند خطی است که نقاط قیمت را به هم وصل میکند و جهتگیری کلی بازار را نشان میدهد. این خطوط میتوانند صعودی، نزولی یا افقی باشند. خطوط روند برای دو هدف اصلی استفاده میشوند:
- تشخیص جهت حرکت: وقتی خط روند صعودی است و قیمتها کفهای بالاتر و سقفهای بالاتری میسازند، یعنی خریداران قدرت دارند و روند صعودی معتبر است. خط روند نزولی برعکس، نشان میدهد که عرضه بر تقاضا غالب شده و قیمت در حال تشکیل سقفها و کفهای پایینتر است.
- شناسایی حمایت و مقاومت: خط روند صعودی نقش حمایت را بازی میکند و وقتی قیمت به آن نزدیک میشود ممکن است جهش کند. خط روند نزولی نقش مقاومت دارد و برخورد قیمت با آن ممکن است باعث کاهش شود. هر چه قیمت بیشتر با خط روند تماس داشته باشد، اعتبار خط بیشتر است.
برای رسم خط روند، معمولاً نقاط بسته شدن یا کفها و سقفهای قابل توجه به هم متصل میشوند. انتخاب نقاط به تجربه و سبک معاملهگر بستگی دارد و دو معاملهگر ممکن است خطوط متفاوتی رسم کنند. هر چه تعداد نقاطی که خط روند را لمس میکنند بیشتر باشد، اعتبار آن بیشتر خواهد بود. همچنین میتوان دو خط روند موازی رسم کرد و کانال قیمتی تشکیل داد که حداقل سه تماس با خطوط بالا و پایین داشته باشد.
الگوهای مثلثی
الگوهای مثلثی جزو الگوهای ادامهدهنده به شمار میروند اما گاهی میتوانند با شکست در جهت مخالف روند نیز همراه باشند. در این الگوها قیمت در محدودهای فشرده میشود و خط روند بالا و پایین بهتدریج به یکدیگر نزدیک میشوند تا شکل مثلث به دست آید. سه نوع مثلث وجود دارد: مثلث صعودی، مثلث نزولی و مثلث متقارن.
مثلث صعودی
مثلث صعودی معمولاً در روندهای صعودی شکل میگیرد و نشانه ادامهدار بودن روند است. در این الگو خط روند پایینی حالت صعودی دارد و کفهای بالاتر را به هم وصل میکند، در حالی که خط بالایی تقریباً افقی است و نشاندهنده مقاومت ثابت است.
خریداران چندین بار مقاومت را آزمایش میکنند و هر بار در قیمت بالاتری کف میسازند. در نهایت، با افزایش حجم معاملات هنگام شکست خط بالایی، قیمت از مقاومت عبور کرده و به اندازه عرض پایه مثلث رشد میکند. ویژگیهای کلیدی مثلث صعودی عبارتند از:
- وجود یک روند صعودی معتبر پیش از تشکیل الگو؛
- خط پایینی با شیب مثبت که کفهای بالاتر را به هم متصل میکند؛
- خط بالایی تقریباً صاف که چندین بار لمس میشود؛
- افزایش حجم معاملات هنگام شکست مقاومت برای تأیید اعتبار شکست؛
- محدوده زمانی تشکیل الگو که معمولاً چهار هفته تا سه ماه است.
مثلث نزولی
مثلث نزولی تصویر معکوس مثلث صعودی است و دمثلث نزولی تصویر معکوس مثلث صعودی است و در روندهای نزولی دیده میشود. در این الگو خط پایینی افقی و نقش حمایت را دارد، در حالی که خط بالایی شیب نزولی دارد و سقفهای پایینتر را به هم وصل میکند.
فروشندگان در هر حرکت صعودی کوتاهمدت وارد عمل میشوند و مانع عبور قیمت از خط بالایی میشوند. شکست خط پایینی همراه با افزایش حجم معاملات معمولاً سیگنال ادامه روند نزولی است. نکات مهم در مورد مثلث نزولی:
- تشکیل در روند نزولی موجود؛
- خط بالایی با شیب منفی که سقفهای پایینتر را به هم وصل میکند؛
- خط پایینی افقی که نشاندهنده حمایت است؛
- حجم معاملات در زمان شکست حمایت افزایش مییابد؛
- الگو معمولاً چهار هفته تا سه ماه زمان میبرد.
مثلث متقارن
مثلث متقارن زمانی شکل میگیرد که بازار در حالت بیجهت و خنثی قرار دارد و معاملهگران درباره جهت بعدی قیمت مطمئن نیستند. در این الگو خط بالایی نزولی و خط پایینی صعودی است و دو خط به سمت هم همگرا میشوند.
از آنجا که این الگو نشاندهنده عدم تعادل عرضه و تقاضا نیست، شکست میتواند در هر دو جهت رخ دهد. برای تشخیص جهت شکست، باید به روند غالب قبل از الگو توجه کرد و منتظر شکست معتبر همراه با حجم بود. ویژگیهای مثلث متقارن:
- وجود یک روند پیش از شکلگیری الگو (صعودی یا نزولی)؛
- خطوط روند بالایی و پایینی به سمت یکدیگر همگرا میشوند؛
- حجم معاملات در دوره تراکم کاهش مییابد و در زمان شکست افزایش مییابد؛
- شکست معمولاً در جهت روند قبلی رخ میدهد.
نکات معاملاتی برای مثلثها
- صبر برای شکست معتبر: بسیاری از مثلثها شکستهای کاذب (head fake) دارند؛ بنابراین باید صبر کرد تا یک روز کاری کامل بالای خط مقاومت یا زیر خط حمایت بسته شود.
- تأیید حجم: افزایش حجم در زمان شکست نشاندهنده قدرت الگو است و میتواند احتمال حرکت پایدار را بیشتر کند.
- هدف قیمتی: معمولاً فاصله بین خط بالایی و خط پایینی در ابتدای الگو اندازهگیری و بر مقدار شکست افزوده یا کاسته میشود تا هدف قیمتی به دست آید.
- مدیریت ریسک: قرار دادن حد ضرر کمی پایینتر (برای شکستهای صعودی) یا بالاتر (برای شکستهای نزولی) از خط شکست، به جلوگیری از ضررهای بزرگ کمک میکند.
الگوی سر و شانه
الگوی سر و شانه یکی از الگوهای بازگشتی شناختهشده است که پایان روند صعودی و آغاز روند نزولی را هشدار میدهد. این الگو از سه قله تشکیل میشود: دو قله جانبی تقریباً همسطح که «شانهها» نام دارند و یک قله مرکزی بلندتر که «سر» نامیده میشود.
روند شکلگیری آن به این صورت است: قیمت پس از یک روند صعودی به قله اول میرسد و سپس به یک کف (حفره) برمیگردد؛ سپس دوباره اوج میگیرد و به قلهای بالاتر (سر) میرسد و دوباره به کف میرسد؛ در نهایت دوباره اوج میگیرد اما نمیتواند به اندازه قله دوم بالا برود و قله سومی تشکیل میشود که تقریباً همسطح قله اول است. خطی که کفهای دو حفره را به هم متصل میکند «خط گردن» نام دارد و بهعنوان سطح حمایت عمل میکند.
نکات کلیدی

- الگوی معکوس: نسخهی معکوس این الگو «سر و شانه معکوس» یا «سر و شانه کف» نامیده میشود که پس از روند نزولی شکل میگیرد و از سه حفره تشکیل شده است. در این حالت شکستن خط گردن به سمت بالا نشانه آغاز روند صعودی است.
- اعتبار بالا ولی نه کامل: معاملهگران باتجربه این الگو را معتبر میدانند؛ اما مانند همه ابزارها بدون خطا نیست و باید با سایر ابزارهای تحلیل ترکیب شود. حجم معاملات، الگوهای شمعی و سایر اندیکاتورها مانند RSI و MACD میتوانند برای تأیید استفاده شوند.
- مدیریت ریسک: فاصله بین بالاترین نقطه سر و خط گردن بهعنوان «ارتفاع الگو» شناخته میشود و معمولاً به عنوان هدف سود استفاده میشود. حد ضرر معمولاً کمی بالاتر از شانه راست (برای الگوی نزولی) یا کمی پایینتر از شانه راست (برای الگوی صعودی) قرار داده میشود.
- مزایا و معایب: از مزایای الگوی سر و شانه میتوان به تشخیص آسان توسط معاملهگران حرفهای، نقاط ورود و خروج مشخص، و امکان کسب سود از حرکتهای بزرگ بازار اشاره کرد. معایب آن شامل دشواری تشخیص برای معاملهگران مبتدی، لزوم حد ضررهای بزرگ و احتمال جابهجایی خط گردن است.
نحوه معامله سر و شانه
برای معامله بر اساس این الگو، معاملهگران معمولاً منتظر میمانند تا قیمت خط گردن را بشکند. اگر الگو نزولی باشد (سر و شانه معمولی)، شکست خط گردن به سمت پایین میتواند سیگنال فروش باشد. پس از شکست، ممکن است قیمت دوباره به خط گردن پولبک بزند؛ در این صورت معاملهگران به دنبال الگوهای شمعی نزولی یا نشانههای ضعف میگردند تا وارد فروش شوند.
حد سود براساس ارتفاع الگو از خط گردن تعیین میشود. اگر الگو صعودی باشد (سر و شانه معکوس)، شکست خط گردن به سمت بالا سیگنال خرید محسوب میشود؛ معاملهگر میتواند حد ضرر را کمی پایینتر از شانه راست قرار دهد و هدف قیمتی را ارتفاع الگو بالاتر از خط گردن در نظر بگیرد.
فنجان و دسته
الگوی فنجان و دسته (Cup and Handle) بهعنوان الگوی ادامهدهندهی صعودی شناخته میشود. این الگو توسط ویلیام اونیل معرفی شد و در کتاب «چگونه در بورس پول درآوریم» بهتفصیل توضیح داده شده است. ظاهر آن شبیه یک فنجان U شکل با یک دستهی نزولی است. این الگو غالباً بین هفت تا شصتوپنج هفته تشکیل میشود و نشانهای از ادامه روند صعودی محسوب میشود.

ویژگیهای الگوی فنجان و دسته
- فنجان U شکل: قسمت فنجان باید گرد و شبیه حرف U باشد؛ فنجانهای V شکل سیگنال ضعیفتری دارند.
- دستهی نزولی: پس از تکمیل فنجان، قیمت اندکی عقبنشینی کرده و یک دستهی رو به پایین تشکیل میدهد. این دسته معمولاً در نیمهی بالایی فنجان تشکیل میشود و نباید بسیار عمیق باشد.
- کاهش و افزایش حجم: حجم معاملات در طی تشکیل فنجان کاهش مییابد و هنگام حرکت به سمت مقاومت و شکست آن افزایش مییابد.
- مدتزمان شکلگیری: هر چه فنجان در بازه زمانی طولانیتری شکل بگیرد و قوس آن گردتر باشد، اعتبار الگو بیشتر است.

استراتژی معامله بر اساس فنجان و دسته
- ورود: یکی از روشهای رایج این است که سفارش خرید را کمی بالاتر از خط مقاومت دسته قرار دهید و تنها در صورتی وارد معامله شوید که قیمت بالاتر از این سطح بسته شود. روش دیگر این است که منتظر بسته شدن قیمت بالای خط مقاومت بمانید و سپس در صورت اصلاح جزئی، سفارش خرید در سطحی نزدیک به نقطه شکست بگذارید.
- حد سود: هدف قیمتی معمولاً برابر با فاصله بین کف فنجان و سطح مقاومت است؛ این فاصله از نقطه شکست به سمت بالا اضافه میشود.
- حد ضرر: حد ضرر میتواند در زیر کف دسته یا کف فنجان قرار گیرد، بسته به میزان ریسکپذیری معاملهگر.
- محدودیتها: این الگو زمانبر است و ممکن است هفتهها یا ماهها طول بکشد؛ همچنین تشخیص عمق فنجان و دسته در برخی موارد دشوار است و ممکن است سیگنالهای غلط صادر شود. بنابراین استفاده از این الگو همراه با سایر ابزارها ضروری است.
ستاره صبحگاهی (Morning Star) یکی از الگوهای بازگشتی قدرتمند است که از سه کندل تشکیل میشود. اینوستوپدیا توضیح میدهد که این الگو شامل یک کندل نزولی بلند، یک کندل کوچک که بیانگر بلاتکلیفی است و یک کندل صعودی بلند میشود. این الگو پس از روند نزولی ظاهر میشود و افزایش حجم در کندل سوم میتواند نشانهٔ قویتری برای تغییر روند باشد. بررسی این الگو نشان میدهد که کندل دوم میتواند هر رنگی باشد و معمولاً پایینترین نقطهٔ الگو در کندل دوم شکل میگیرد. ستارهٔ صبحگاهی زمانی تأیید میشود که کندل سوم بیش از نیمی از کندل اول را پوشش دهد و اغلب با افزایش حجم همراه باشد.
ستاره شامگاهی (Evening Star) دقیقا معکوس ستارهٔ صبحگاهی است و در پایان روند صعودی شکل میگیرد. این الگو شامل یک کندل صعودی بلند، یک کندل کوچک و سپس یک کندل نزولی بلند است که بیش از نیمی از کندل اول را میبلعد. این الگو سیگنال بازگشت احتمالی از صعود به نزول است و باید با حجم و سطوح مقاومت بررسی شود.
۶. الگوهای ادامهدهنده و خنثی
علاوه بر الگوهای بازگشتی، کندلها میتوانند الگوهای ادامهدهنده یا خنثی تشکیل دهند. الگوهای ادامهدهنده مانند سه سرباز سفید (Three White Soldiers) در روند صعودی، سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) در روند نزولی و سه روش سقوط یا سه روش صعود (Falling Three Methods / Rising Three Methods) معمولاً نشاندهندهٔ ادامهٔ روند فعلی هستند. الگوهای خنثی مثل اسپینینگ تاپ (Spinning Top) و دوجی میتوانند دورههای تثبیت را نشان دهند و لزوماً تغییر روند نمیدهند.
استفاده از الگوهای کندلی در معاملهگری
انتخاب مکان مناسب برای الگوها
الگوهای کندلی وقتی در نقاط مهم مانند حمایت و مقاومت، خطوط روند و فیبوناچی ظاهر شوند، ارزش بیشتری دارند. مقالهٔ DailyForex میگوید که ترکیب الگوهای کندلی با سایر بخشهای تحلیل تکنیکال مانند اندیکاتورهای حجم، میانگینهای متحرک و سطوح عرضه و تقاضا، احتمال موفقیت را افزایش میدهد. بهعنوان مثال، اگر الگوی چکش در نزدیکی یک سطح حمایت تاریخی تشکیل شود و یک اندیکاتور مانند RSI نیز نشان دهد که بازار در حالت اشباع فروش است، احتمال صعود بیشتر است. همچنین توجه به پرایس اکشن قبلی و ساختار کلی بازار کمک میکند تا سیگنالهای معتبرتری انتخاب کنید.
ترکیب با اندیکاتورها و مدیریت ریسک
اگرچه پرایس اکشن بیشتر بر خود قیمت تکیه دارد، اما بسیاری از معاملهگران الگوهای کندلی را با اندیکاتورها ترکیب میکنند تا سیگنال معاملاتی قابل اطمینانتری بهدست آورند.
- میانگینهای متحرک میتوانند جهت کلی روند را مشخص کنند؛ اگر الگوی پین بار صعودی بالای میانگین ۵۰ روزه شکل بگیرد، اعتبار آن بیشتر میشود.
- شاخص قدرت نسبی (RSI) میتواند میزان اشباع خرید یا فروش را نشان دهد؛ زمانی که RSI زیر ۳۰ باشد و الگوی چکش ظاهر شود، ممکن است نشانهٔ یک برگشت صعودی باشد.
- مکدی (MACD) برای تشخیص قدرت و جهت روند کمک میکند؛ واگرایی بین مکدی و قیمت در کنار الگوهای کندلی میتواند سیگنالهای قدرتمندی ایجاد کند
با وجود این، هیچ الگوی کندلی یا اندیکاتوری کامل نیست. همیشه باید از حدضرر استفاده کنید و نسبت ریسک به ریوارد مناسبی تعریف نمایید تا بتوانید ضررهای احتمالی را کنترل کنید. بهعنوان مثال، اگر هدف سود شما ۳۰ دلار است، حدضرر را نباید بیشتر از ۱۵ دلار تعیین کنید تا نسبت ریسک به ریوارد شما حداقل ۱:۲ باشد. این شیوه باعث میشود حتی اگر برخی معاملات ناموفق شوند، در مجموع سودآور باشید.
اشتباهات رایج و توصیهها
- تکیهٔ بیش از حد به یک الگو: بسیاری از تازهکاران تصور میکنند که دیدن الگوی چکش یا ستارهٔ صبحگاهی به معنای تضمین بازگشت قیمت است. اما در عمل، الگوها فقط نشانهای از تغییر احتمالی هستند و باید با سایر عوامل مانند حجم، روند کلی و اخبار بازار ترکیب شوند.
- عدم توجه به حجم: حجم معاملات نقشی حیاتی دارد. حجم بالا در هنگام تشکیل الگوی پین بار یا چکش میتواند نشاندهندهٔ ورود بازیگران بزرگ باشد و احتمال تغییر روند را افزایش دهد.
- نبود برنامهٔ معاملاتی و مدیریت سرمایه: بدون برنامهٔ مشخص ممکن است تحت تأثیر احساسات قرار بگیرید. همیشه سطوح ورود، حدضرر و اهداف سود را از پیش تعیین کنید و به آنها پایبند باشید.
- نادیده گرفتن روند بزرگتر: معاملهگران باید الگوهای کندلی را در چارچوب روند کلی بازار بررسی کنند. خرید در یک روند نزولی قدرتمند صرفاً به دلیل مشاهدهٔ یک چکش کوچک معمولاً خطرناک است.
پرایس اکشن و ترکیب آن با دیگر روشها
یکی از مزایای پرایس اکشن این است که میتواند بهتنهایی یا همراه با روشهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد. برخی از معاملهگران فقط به الگوهای کندلی و حرکت قیمت نگاه میکنند، اما بسیاری نیز از ترکیب پرایس اکشن با سایر ابزارها سود میبرند.
پرایس اکشن و تحلیل چند زمانی (Multi-timeframe Analysis)
بررسی نمودارها در چند بازهٔ زمانی میتواند دید جامعتری ارائه دهد. بهعنوان مثال، اگر در نمودار روزانه روند صعودی قوی مشاهده شود و الگوی چکش در نمودار ساعتی شکل بگیرد، احتمال موفقیت معامله بالاتر میرود. این روش به شما کمک میکند تا سیگنالهای جزئی را در مسیر روند غالب معامله کنید و از سیگنالهای خلاف جهت پرهیز نمایید.
ترکیب پرایس اکشن با سطوح فیبوناچی و پیوتها
سطوح فیبوناچی اصلاحی و گسترشی یکی از ابزارهای پرکاربرد هستند. زمانی که الگوهای کندلی با سطوح فیبوناچی همزمان شوند، میتوانند سیگنال قویتری ارائه دهند. برای مثال، اگر الگوی بلعیدن صعودی در نزدیکی سطح ۵۰٪ یا ۶۱.۸٪ فیبوناچی یک موج نزولی رخ دهد، احتمال تغییر روند افزایش مییابد. همچنین سطوح پیوت روزانه یا هفتگی بهعنوان نقاط احتمالی برگشت شناخته میشوند و همراه با الگوهای کندلی استفاده میشوند.
نقش خطوط روند و کانالها
خطوط روند صعودی و نزولی به شما کمک میکنند مسیر کلی بازار را تشخیص دهید. زمانی که الگوی ستارهٔ صبحگاهی یا پین بار در نزدیکی خط روند صعودی شکل میگیرد، میتواند نشانهای از ادامهٔ روند باشد. بالعکس، مشاهدهٔ الگوی ستارهٔ شامگاهی در قسمت بالای کانال صعودی ممکن است هشداری برای افت قیمت باشد. خطوط روند همچنین نقاطی برای قرار دادن حدضرر منطقی فراهم میکنند.
تأثیر اخبار و فاندامنتالها
هرچند پرایس اکشن عمدتاً بر قیمت تمرکز دارد، آگاهی از رویدادهای اقتصادی و اخبار نیز اهمیت دارد. یک خبر مهم مانند افزایش نرخ بهره یا گزارش تورمی قوی میتواند باعث تغییرات ناگهانی در بازار شود و الگوهای کندلی را بیاعتبار کند. بنابراین، بررسی تقویم اقتصادی و رویدادهای مهم قبل از ورود به معامله ضروری است.
مثالهای عملی از استفادهٔ الگوهای کندلی
برای درک بهتر، چند مثال فرضی را بررسی میکنیم:
مثال ۱: الگوی چکش در نزدیکی حمایت بلندمدت
فرض کنید جفتارز EUR/USD پس از چند هفته نزول به سطح حمایتی ۱.۰۵۰۰ رسیده و در این ناحیه یک کندل چکش با سایهٔ پایین بلند و بدنهٔ کوچک ظاهر میشود. در روز بعد، یک کندل صعودی تشکیل میشود که بالاتر از سقف کندل چکش بسته میشود. در این حالت، معاملهگر میتواند با شکست سقف کندل چکش وارد موقعیت خرید شود و حدضرر را کمی پایینتر از کف آن قرار دهد. نسبت ریسک به ریوارد ۱:۲ یا بیشتر انتخاب میشود. اگر روند بزرگتر نیز صعودی باشد و اندیکاتور RSI نشان دهد که بازار در حالت اشباع فروش بوده، احتمال موفقیت بالاتر میرود.
مثال ۲: الگوی پین بار نزولی در مقاومت
در نمودار نفت خام، قیمت پس از صعود تا سطح مقاومت ۸۵ دلار، یک پین بار نزولی با سایهٔ بالایی بلند تشکیل میدهد. بدنهٔ کندل در محدودهٔ پایینتری بسته میشود که نشاندهندهٔ رد قیمتهای بالاتر است. اگر اندیکاتور مکدی نیز واگرایی منفی نشان دهد، میتوان وارد موقعیت فروش شد. حدضرر بالای سقف پین بار قرار داده میشود و هدف سود در سطح بعدی حمایت مانند ۸۰ دلار تعیین میشود.
مثال ۳: الگوی دوجی سنجاقک پس از روند نزولی
در نمودار طلا، پس از روندی نزولی شدید، کندل دوجی سنجاقک با سایهٔ پایینی بلند و بدون سایهٔ بالایی شکل میگیرد. این کندل نشان میدهد فروشندگان قیمت را پایین بردهاند اما خریداران آن را بالا کشیدهاند و بازار در بلاتکلیفی قرار دارد. اگر در جلسهٔ بعد یک کندل صعودی قوی تشکیل شود و حجم معاملات افزایش یابد، ممکن است نشانهٔ بازگشت باشد. معاملهگر میتواند بعد از تأیید وارد خرید شود و حدضرر را زیر کف دوجی قرار دهد.
مثال ۴: الگوی بلعیدن صعودی همراه با افزایش حجم
سهام یک شرکت پس از افت چندروزه، در نزدیکی سطح حمایت ماهانه یک کندل نزولی کوچک و سپس کندلی بزرگ و صعودی تشکیل میدهد که کامل بدنهٔ کندل اول را میبلعد. حجم معاملات در کندل دوم بهطور چشمگیری افزایش مییابد. این ترکیب معمولاً نشان میدهد خریداران قوی وارد شدهاند. طبق توصیهٔ اینوستوپدیا، ورود زمانی منطقی است که قیمت بالاتر از سقف کندل دوم حرکت کند و حدضرر را میتوان زیر کف دو کندل قرار داد.
مثال ۵: الگوی ستارهٔ صبحگاهی همراه با RSI اشباع فروش
در شاخص S&P 500 پس از یک افت شدید، یک ستارهٔ صبحگاهی شکل میگیرد. کندل اول نزولی بلند است، کندل دوم کوچک و کندل سوم صعودی بزرگ است که بیش از نیمی از کندل اول را پوشش میدهد. اندیکاتور RSI نیز زیر ۳۰ قرار دارد و نشان میدهد بازار اشباع فروش است. افزایش حجم در کندل سوم تأیید دیگری برای بازگشت است. معاملهگر میتواند با پایان کندل سوم وارد معامله خرید شود و حدضرر را زیر کف کندل دوم قرار دهد.
جمع بندی
الگوهای کندل ژاپنی ابزارهای قدرتمندی برای درک بهتر رفتار قیمت و پرایس اکشن هستند. این الگوها به معاملهگران کمک میکنند تا احساسات بازار را در قالب تصاویر ساده تحلیل کنند و سیگنالهای احتمالی برای ورود و خروج از معاملات بیابند. با این حال، هیچ الگویی بهتنهایی تضمینکنندهٔ موفقیت نیست؛ باید همیشه شرایط کلی بازار، سطوح حمایت و مقاومت، حجم معاملات و سایر اندیکاتورها را نیز بررسی کرد. علاوه بر این، استفاده از تحلیل تکنیکال جامع، تعریف حدضرر، رعایت نسبت ریسک به ریوارد مناسب و مدیریت سرمایه برای کاهش ریسک ضروری است.
با یادگیری الگوهایی مانند چکش صعودی، پین بار، دوجی، بلعیدن صعودی و ستارهٔ صبحگاهی و ترکیب آنها با رویکرد پرایس اکشن، میتوان ابزار قدرتمندی برای تحلیل بازار در اختیار داشت. اما فراموش نکنید که بازار همواره در حال تغییر است و بهترین استراتژیها نیز نیازمند تمرین، تجربه و سازگاری با شرایط هستند.

منابع
مقالات مرتبط
هشدار ریسک:




